نقش مادورو در

نقش نیکلاس مادورو در ژئوپلیتیک آمریکای لاتین ؛ از تداوم چاویسم تا موازنه‌سازی در برابر هژمونی آمریکا

13 دی 1404

زمان مطالعه

چکیده

ونزوئلا در دو دهه اخیر یکی از کانون‌های اصلی تقابل ژئوپلیتیکی در آمریکای لاتین بوده است. پس از مرگ هوگو چاوز، نیکلاس مادورو به‌عنوان جانشین او، رهبری کشوری را بر عهده گرفت که هم‌زمان با بحران‌های عمیق اقتصادی، فشارهای سیاسی داخلی و تحریم‌های خارجی مواجه بود. با این حال، مادورو توانسته است ونزوئلا را به‌عنوان یک بازیگر ژئوپلیتیکی مؤثر ـ هرچند پرچالش ـ در معادلات منطقه‌ای حفظ کند. این مقاله با رویکرد تحلیلی–توصیفی، نقش مادورو را در ژئوپلیتیک آمریکای لاتین بررسی کرده و نشان می‌دهد که وی بیش از آنکه قدرتی هژمونیک باشد، کنشگری مقاوم و موازنه‌ساز در برابر نظم مورد نظر ایالات متحده به‌شمار می‌رود.

واژگان کلیدی: نیکلاس مادورو، ژئوپلیتیک آمریکای لاتین، ونزوئلا، چاویسم، ضد‌هژمونی، ژئوپلیتیک انرژی

1. مقدمه

آمریکای لاتین همواره یکی از عرصه‌های رقابت قدرت‌های جهانی و به‌ویژه ایالات متحده بوده است. در این میان، ونزوئلا از زمان روی کار آمدن هوگو چاوز، جایگاهی متفاوت در نظم منطقه‌ای پیدا کرد. پس از مرگ چاوز در سال ۲۰۱۳، بسیاری از تحلیلگران انتظار افول سریع نقش ژئوپلیتیکی ونزوئلا را داشتند؛ اما نیکلاس مادورو، علی‌رغم ضعف‌های ساختاری و بحران‌های گسترده، توانست تداوم گفتمان چاویسم را حفظ کرده و جایگاه ونزوئلا را در معادلات ژئوپلیتیکی آمریکای لاتین تثبیت کند. پرسش اصلی مقاله آن است که مادورو چگونه و با چه ابزارهایی در ژئوپلیتیک آمریکای لاتین ایفای نقش می‌کند؟

2. تداوم گفتمان ضد‌هژمونیک چاویسم

مادورو خود را وارث سیاسی و ایدئولوژیک هوگو چاوز معرفی کرده و بر اصول سوسیالیسم بولیواری، استقلال سیاسی و مقابله با امپریالیسم آمریکا تأکید دارد. این گفتمان، ونزوئلا را به نماد مقاومت در برابر نفوذ ایالات متحده در منطقه تبدیل کرده است.

در سطح منطقه‌ای، مادورو از دولت‌های چپ‌گرای آمریکای لاتین حمایت کرده و تلاش نموده است محور ضدآمریکایی متشکل از کشورهایی مانند کوبا، نیکاراگوئه و بولیوی را حفظ کند. این رویکرد، اگرچه هزینه‌های سیاسی و اقتصادی بالایی برای ونزوئلا به همراه داشته، اما نقش ایدئولوژیک این کشور را در منطقه تقویت کرده است.

3. ونزوئلا و بلوک‌بندی‌های منطقه‌ای

یکی از ابعاد مهم نقش مادورو در ژئوپلیتیک آمریکای لاتین، مشارکت فعال در نهادهای منطقه‌ای است. ونزوئلا در قالب سازمان‌هایی چون ALBA و CELAC تلاش کرده بدیلی برای سازوکارهای تحت نفوذ آمریکا ایجاد کند. هرچند کاهش توان اقتصادی کشور باعث محدود شدن نفوذ عملی ونزوئلا شده است، اما این کشور همچنان یک بازیگر نمادین و ایدئولوژیک در بلوک‌بندی‌های منطقه‌ای محسوب می‌شود.

در این چارچوب، مادورو بیش از آنکه نقش رهبری بلامنازع را ایفا کند، نقش «بازیگر مزاحم» برای نظم لیبرال منطقه‌ای را بر عهده دارد.

4. ژئوپلیتیک انرژی؛ ابزار راهبردی مادورو

ونزوئلا با در اختیار داشتن بزرگ‌ترین ذخایر اثبات‌شده نفت جهان، از ظرفیت بالایی برای اعمال نفوذ ژئوپلیتیکی برخوردار است. مادورو تلاش کرده است از انرژی به‌عنوان ابزار چانه‌زنی سیاسی در برابر فشارهای غرب استفاده کند.

همکاری‌های نفتی و انرژی‌محور با چین، روسیه و ایران، بخشی از راهبرد ونزوئلا برای دور زدن تحریم‌ها و کاهش وابستگی به بازارهای غربی بوده است. اگرچه این سیاست به‌دلیل ضعف زیرساخت‌ها و کاهش تولید نفت با محدودیت‌هایی مواجه شده، اما همچنان جایگاه ونزوئلا را در معادلات انرژی منطقه‌ای حفظ کرده است.

5. پیوند با قدرت‌های فرامنطقه‌ای

یکی از مهم‌ترین ابعاد ژئوپلیتیک مادورو، گسترش روابط با قدرت‌های فرامنطقه‌ای است. نزدیکی به روسیه و چین، نه‌تنها در حوزه اقتصادی بلکه در سطح سیاسی و امنیتی نیز اهمیت دارد.

ونزوئلا در دوران مادورو به یکی از نقاط تماس رقابت قدرت‌های جهانی در آمریکای لاتین تبدیل شده است؛ امری که باعث افزایش حساسیت ژئوپلیتیکی این کشور در راهبردهای ایالات متحده شده و نقش مادورو را فراتر از مرزهای ملی برجسته ساخته است.

6. بحران داخلی و پیامدهای منطقه‌ای

بحران اقتصادی و اجتماعی ونزوئلا، پیامدهای ژئوپلیتیکی مستقیمی برای آمریکای لاتین داشته است. مهاجرت میلیونی شهروندان ونزوئلایی به کشورهای همسایه، به‌ویژه کلمبیا، پرو و برزیل، چالش‌های اجتماعی و امنیتی جدیدی در منطقه ایجاد کرده است.

به این ترتیب، بحران داخلی ونزوئلا در دوره مادورو به یک مسئله منطقه‌ای تبدیل شده و جایگاه این کشور را در دستور کار دولت‌های آمریکای لاتین تثبیت کرده است.

7. مادورو و موج جدید دولت‌های چپ

بازگشت دولت‌های چپ‌گرا در کشورهای مهمی چون برزیل، کلمبیا و مکزیک، موجب کاهش انزوای ژئوپلیتیکی ونزوئلا شده است. در این شرایط، مادورو از یک رهبر منزوی به کنشگری تبدیل شده که می‌تواند در برخی معادلات منطقه‌ای نقش‌آفرینی کند، هرچند این نقش همچنان محدود و مشروط است.

8. نتیجه‌گیری

نیکلاس مادورو را نمی‌توان به‌عنوان یک رهبر مسلط در ژئوپلیتیک آمریکای لاتین معرفی کرد، اما نادیده گرفتن نقش او نیز تحلیلی ناقص خواهد بود. مادورو بیش از آنکه قدرت‌ساز باشد، موازنه‌ساز و مزاحم نظم هژمونیک آمریکا در منطقه است.

نقش او در ژئوپلیتیک آمریکای لاتین، ترکیبی از مقاومت ایدئولوژیک، بهره‌گیری از ژئوپلیتیک انرژی و ایجاد پیوند با قدرت‌های فرامنطقه‌ای است؛ نقشی که با وجود بحران‌های داخلی، همچنان ونزوئلا را در کانون معادلات منطقه‌ای نگه داشته باشد.

پل‌های ارتباطی